شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۵۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نفس ظلمانی نمی دارد محابا از گناهنیست پروا طفل زنگی را ز پستان سیاه
۲
از هوا گیرند بی مغزان حدیث پوچ راکهربا را می پرد چشم از برای برگ کاه
۳
می کند دل را سیه نور چراغ عاریتنیست ممکن شستن داغ کلف از روی ماه
۴
زینهار از کنج عزلت پای خود بیرون منهکز بها افتاد یوسف تا برون آمد ز چاه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth