خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۵۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون به یاد شرم می افتم در اثنای نگاهمی زند غیرت ز مژگان تیشه بر پای نگاه
۲
تخته مشق خط شبرنگ یارب چون شودصفحه رویی که می ماند بر او جای نگاه
۳
حسرت جاوید را حیرت تلافی می کندبرنمی آید به یک دیدن تمنای نگاه
۴
همچو آن سرچشمه کز کاوش فزونتر می شودبیش شد سامان حسن او ز یغمای نگاه
صفحهٔ ۱ از ۳