شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۵۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا ز خط پشت لب جان بخش جانان شد سیاهعالم روشن به چشم آب حیوان شد سیاه
۲
چشمه خورشید در گرد کدورت غوطه زدتا ز خط عنبرین، رخسار جانان شد سیاه
۳
شد به اندک فرصتی فرمانروای رود نیلروی یوسف گر ز دست انداز اخوان شد سیاه
۴
روشنی بخش نظر باشد ز بوی پیرهنمصر اگر بر دیده یوسف ز زندان شد سیاه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth