شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۵۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در گلویم اشک رنگارنگ می گردد گرهکاروان در راههای تنگ می گردد گره
۲
نیست آغوش فلاخن جای لنگ سنگ رادر سر مجنون کجا فرهنگ می گردد گره؟
۳
از تراوش زخم اگر مانع شود خوناب راشکوه هم در سینه های تنگ می گردد گره
۴
بعد عمری چون صدف گر قطره آبی خورمدر گلوی تشنه ام چون سنگ می گردد گره
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth