خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۵۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ز غفلت چون خودآرایان به رنگ و بو منهچون گل از هر شبنمی آیینه بر زانو منه
۲
نام خود را کوهکن کرد از سبکدستی بلنددست خود بر روی هم ای آهنین بازو منه
۳
بستر بیگانه را هر تار، مار خفته ای استجز به خاک ای زاده خاک سیه پهلو منه
۴
جوهر بیگانه ای این تیغ را در کار نیستبندی از چین جبین هر لحظه بر ابرو منه
صفحهٔ ۱ از ۳