شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۵۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به ستم کی رود از جای دل غم دیده؟این سپندی است که مرگ بسی آتش دیده
۲
زخم ناسور من از حسرت مشک است کبابشانه زلف سیاهش به سمن پیچیده
۳
گوهر راز مرا بر کف اظهار گذاشتدیده اشک فشان از نگه دزدیده
۴
چه غم از ناز خریدار گرانجان دارد؟آن که از گرمی بازار دکان برچیده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth