شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۶۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه سرخ چهره خورشید را شفق کردهکه از خجالت روی تو خون عرق کرده
۲
بگو به غمزه که شمشیر در نیام کندکه شرم کشور حسن ترا نسق کرده
۳
کجا خورد غم دل کودکی که مصحف راهمیشه ختم به گرداندن ورق کرده
۴
شده است زورق خورشید و ماه طوفانیز تاب می گل روی تو تا عرق کرده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth