خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۶۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عرق به برگ گلت می دود شتاب زدهنگاه گرم که این نقش را بر آب زده؟
۲
چه خانه ها که رساند به آب، طوفانشرخی که از نگه گرم شد گلاب زده
۳
ز خنده اش جگر آفتاب می سوزدمرا لبی که نمک بر دل کباب زده
۴
مگر حجاب شود پرده تو، ورنه نقابز عارض تو کتانی است ماهتاب زده
صفحهٔ ۱ از ۴