خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۶۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در مجمع ما نیست کسی را غم خانهچون ریگ روان قافله ماست روانه
۲
از هر دو جهان حاصل من ناوک آهی استمانند کمان پاک فروشم ز دو خانه
۳
رزمی است پرآشوب مصیبتکده خاکبشتاب که خود را بدرآری ز میانه
۴
چون تیر که در وصل کمان است گشادشباشد به میان رفتن من بهر کرانه
صفحهٔ ۱ از ۳