خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۶۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کشد گر به صورت ز دل صد زبانهبه معنی بود نور آتش یگانه
۲
مکن روی در قبله بی صدق نیتکه رسوا کند تیر کج را نشانه
۳
برون آی از جسم خاکی به همتکه دریا شود تنگ ظرف از کرانه
۴
به وصل هدف می رسد دوربینیکه چون تیر جسته است صاف از دو خانه
صفحهٔ ۱ از ۵