شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۶۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که از شغل عمارت غافل از دل گشته‌ایاز سگ خاموش گیر خاک غافل گشته‌ای
۲
دانه با بی‌دست و پایی سر برآورد از زمینتو به چندین بال و پر عاجز چه در گل گشته‌ای
۳
تختش از تاج است هر سنگی که شد یاقوت و لعلخرج آب و گل نمی‌گردی اگر دل گشته‌ای
۴
کهنه دیوار ترا دارد دو عالم در میانخواهی افتادن به هر جانب که مایل گشته‌ای
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth