شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۶۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کیستم من؟ مشت خار در محیط افتاده‌ایدل به دریا کرده ای، کشتی به طوفان داده‌ای
۲
نیست ممکن چون سپند آرام را بیند به خوابموری از دست سلیمان بر زمین افتاده‌ای
۳
جنت دربسته‌ای با خود به زیر خاک برداز ازل شد قسمت هر کس دل آزاده‌ای
۴
برنمی‌خیزد به صرصر نقشم از دامان خاکوادی امکان ندارد همچو من افتاده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth