شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۶۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بوسه‌ای قیمت از آن لب‌ها به صد جان کرده‌ایبرخوری از نعمت خوبی، که ارزان کرده‌ای
۲
گرد ننشیند به دامانت که چون سیل بهارشهر را از جلوه مستانه ویران کرده‌ای
۳
می‌دهند از پرفشانی خرمن گل را به بادبس که گل را خوار پیش عندلیبان کرده‌ای
۴
نور ایمان در لباس کفر جولان می‌کنددر خط عنبرفشان تا روی پنهان کرده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth