شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۶۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از نمکدان تو محشر گرد بیرون رانده ایبرق پیش خوی تندت پای در گل مانده ای
۲
پیش ابرویت مه نو یوسف زندانییپیش رویت لاله شمع آستین افشانده ای
۳
از مه عید و شفق زخم درونم تازه شدکس چه گل چیند دگر از تیغ در خون رانده ای؟
۴
دید تا در سرنوشتم خون ز چشمش جوش زدنامه تا انجام از سیمای عنوان خوانده ای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth