خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۶۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در تمام عمر اگر یک روز عاشق بوده ایاز حساب زندگی روز شمار آسوده ای
۲
چون می گلرنگ خون عاشقان غماز نیستاز غبار خط چرا این خاک بر لب سوده ای؟
۳
از پشیمانی مشو غافل که روز بازخواستبرگ عیش توست هر دستی که بر هم سوده ای
۴
بی قراران نیستند آسوده در زیر زمیناز گرانجانیتو بر روی زمین آسوده ای
صفحهٔ ۱ از ۳