شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۶۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ز روی آتشینت هر دل آتشخانه‌ایاز لب میگون تو هر سینه‌ای میخانه‌ای
۲
آبروی خود عبث خورشید می‌ریزد به خاککی سر ما گرم می‌گردد به هر پیمانه‌ای؟
۳
حرف تلخ عاقلان ما را نمی‌آرد به هوشمی‌کند هشیار ما را نعره مستانه‌ای
۴
ابر نیسان را ز استغنا کند خون در جگردر صدف آن را که باشد گوهر یکدانه‌ای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth