شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۶۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش با ما سرگران بودی چه در سر داشتی؟باده می خوردی و خون ما به ساغر داشتی
۲
سبزه باغ و بهار ما زبان شکر بودبر مسلمانان اگر رحمی تو کافر داشتی
۳
نیست امروز این گرانی پله ناز تراشیر در گهواره می خوردی که لنگر داشتی
۴
نونیاز ناز چون خوبان دیگر نیستیدایم از شوخی تو در پیراهن اخگر داشتی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth