شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۶۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرو من گر بر سر خاک شهیدان آمدیدعوی خون هم درین عالم به پایان آمدی
۲
تنگ شد بر من جهان از عشق، ورنه پیش ازینچشم مورم در نظر ملک سلیمان آمدی
۳
شوخی از حد می برد چابک سوار روزگارکاش طفل نی سوار من به میدان آمدی
۴
در وطن گر می شدی هر کس به آسانی عزیزکی ز آغوش پدر یوسف به زندان آمدی؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth