خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۷۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب که مغزم را به جوش آورد شور بلبلیبود دامان دگر بر آتش من هر گلی
۲
چشم عبرت بین نداری، ورنه هر شاخ گلیمحضر آمادای باشد به خون بلبلی
۳
نیست بی خون جگر در گلشن عالم گلیهست هر شاخ گلی محضر به خون بلبلی
۴
یادم آمد طره مشکین آن رعناغزالهر کجا بر شاخ گل پیچیده دیدم سنبلی
صفحهٔ ۱ از ۲