شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۷۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کاش من از روز اول بوالهوس گردیدمیتا ز گلزار تو گستاخانه گلها چیدمی
۲
گاه در پای تو بیخود چون زمین افتادمیگاه بر گرد سرت چون آسمان گردیدمی
۳
این که می بوسم زمین از دور و حسرت می برمگاه دست و گاه پا و گاه لب بوسیدمی
۴
پاکدامانی مرا در پرده دارد، ورنه منبا تو در خلوت سرای قرب می نوشیدمی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth