خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۷۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر سر دنیا نداری تاجدار عالمیگر به دل بیرونی از عالم سوار عالمی
۲
از پریشان خاطری در راه سیل افتاده ایگر کنی گردآوری خود را حصار عالمی
۳
از سیه کاری نهان از توست اسرار جهانگر بپردازی به خود آیینه دار عالمی
۴
چون صدف دریوزه گوهر ز نیسان می کنیغافلی از خود که بحر بیکنار عالمی
صفحهٔ ۱ از ۳