خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۷۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بلند و پست نبود چاره تا گرد رهیگرد هستی برفشان از خود اگر مرد رهی
۲
خاکساران می شوند آخر ز مطلب کامیابدامنی خواهی به دست آورد اگر گرد رهی
۳
سختی راه طلب سنگ فسان رهروسترو مگردان از دم شمشیر اگر مرد رهی
۴
خواب هیهات است گردد جمع با درد طلبپای خواب آلوده ای تا فارغ از درد رهی
صفحهٔ ۱ از ۳