خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۷۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر چون نرگس نادیده بر کف جام زر داریهمان بر خرده گل از تهی چشمی نظر داری
۲
ترا چون سبزه زیر سنگ دارد کاهلی، ورنهبه آهی می توانی چرخ را از جای برداری
۳
چرا ای موج چون آب گهر یک جا گره گشتی؟که در هر جنبشی دام تماشای دگر داری
۴
توانی دست در آغوش کردن تنگ با دریااگر دست از عنان اختیار خویش برداری
صفحهٔ ۱ از ۴