خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۷۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مکن با تلخکامان رو ترش تا شکری داریکه همچون مور خط در چاشنی غارتگری داری
۲
چو دور شادمانی راست نعل سیر در آتشغنیمت دان اگر در دست چون گل ساغری داری
۳
چه از بیم خزان ای تنگدل بر خویش می پیچی؟غمی بر باد ده چون غنچه تا مشت زری داری
۴
وصال شسته رویان تازه می سازد دل و جان رابهشت نسیه ات نقدست اگر سیمین بری داری
صفحهٔ ۱ از ۳