خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۷۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز شیرینی عتاب او شکرخندست پنداریزبان در کام او بادام در قندست پنداری
۲
به پیچ و تاب طی می گردد ایام حیات منرگ جانم به آن موی میان بندست پنداری
۳
چو شاخ گل به هر جا از سراپایش نظر افتدچو آن لبهای شیرین در شکرخندست پنداری
۴
کند چون حلقه های دام وحشت از نظربازاننگاه او غزال جسته از بندست پنداری
صفحهٔ ۱ از ۳