خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۷۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ازان پیچیده ام همچو صدا در ظرف خاموشیکه نتواند نهاد انگشت کس بر حرف خاموشی
۲
نسازد سرمه آفاق شبگردی نفس گیرشکند چون صبحدم هر کس نفس را صرف خاموشی
۳
ازان رزق صدف گردید فیض عالم بالاکه با آن دستگه دریا ندارد ظرف خاموشی
۴
همین بس فضل خاموشی که در هر انجمن باشدبه نیک و بد نیفتد بر زبانها حرف خاموشی
صفحهٔ ۱ از ۲