خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۷۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دست اگر در کمر راهبر دل زده ایبی تردد به میان دامن منزل زده ای
۲
دامن خضر رها کن که دلیل تو بس استپشت پایی که بر این عالم باطل زده ای
۳
می شود شهپر توفیق، اگر برداریدست عجزی که به دامان وسایل زده ای
۴
باز کن از سر خود زود تن آسانی راکه عجب قفل گرانی به در دل زده ای
صفحهٔ ۱ از ۴