خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۷۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طعمه مور شوی گرچه سلیمان شدهایزال می گردی اگر رستم دستان شدهای
۲
ای که چون موج به بازوی شنا می نازیعنقریب است که بازیچه طوفان شدهای
۳
عالم خاک بجز صورت دیواری نیستچه درین صورت دیوار تو حیران شدهای؟
۴
دست در دامن دریای کرم زن، ورنهتشنه می میری اگر چشمه حیوان شدهای
صفحهٔ ۱ از ۴