خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۸۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست چون صبح ترا جز نفس معدودیچه کنی چون دل شب تیره اش از هر دودی؟
۲
نیست سرمایه عمر تو به جز یک دو سه دمچه کنی صرف به دودی که ندارد سودی؟
۳
دود اگر زلف ایازست ببر پیوندشحیف باشد که به زنجیر بود محمودی
۴
چون سیاووش گذشتند ز آتش مردانما به همت نتوانیم گذشت از دودی
صفحهٔ ۱ از ۲