شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۸۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه بر این آتش هستی چو دخان می لرزی؟چون شرر بر سر این خرده جان می لرزی؟
۲
دانه قابل نه مزرع سبز فلکینیستی برگ، چه از باد خزان می لرزی؟
۳
آفتاب از تو و چرخ تو فراغت داردتو چه ای ذره ناچیز به جان می لرزی؟
۴
سود جان بر سر هم ریخته در عالم عشقتو بر این عالم پر سود و زیان می لرزی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth