شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۸۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست پروای بهارم، من و کنج قفسیکه برآرم به فراغت ز ته دل نفسی
۲
سطحیان غور معانی نتوانند نمودرزق موج است ز دریای گهر خار و خسی
۳
دل افسرده نگردد به نصیحت بیدارراه خوابیده نخیزد به صدای جرسی
۴
زود هموار ز جمعیت منزل گرددهست در راه اگر قافله را پیش و پسی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth