خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۸۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سینه باغی است که گلشن شود از خاموشیدل چراغی است که روشن شود از خاموشی
۲
بیشتر فتنه عالم ز سخن می زایدمادر فتنه سترون شود از خاموشی
۳
مهر زن بر لب گفتار که در بزم جهانشمع آسوده ز کشتن شود از خاموشی
۴
دل که در رهگذر باد حوادث شمعی استچون چراغ ته دامن شود از خاموشی
صفحهٔ ۱ از ۴