شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۸۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل چون شیشه خود گر تهی از باده کنیکوری دیو هوا، پر ز پریزاده کنی
۲
آنچه از مهلت ایام نصیب تو شده استآنقدر نیست که برگ سفر آماده کنی
۳
بنده آزادکنان بند خود افزون سازندسعی کن سعی، دل از خواجگی آزاده کنی
۴
می شود چتر تو خورشید قیامت فردادست خود گر سپر مردم افتاده کنی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth