خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۸۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باش در ذکر خدا دایم اگر جویاییکاین براقی است که تا عرش ناستد جایی
۲
پای من بر سر گنج است ز جمعیت دلنیست در دستم اگر چون دگران دنیایی
۳
لاله را نعل بود بر سر آتش در کوهدر ره سیل حوادث تو چه پا برجایی
۴
چشم خفاش ز خورشید ندارد قسمتورنه در دیده روشن گهران پیدایی
صفحهٔ ۱ از ۲