خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۸۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مباش معجب و خودبین که در بلا افتیمبین در آینه بسیار کز صفا افتی
۲
به هر سخن مرو از جا که جان رسد به لبتچو عضو رفته ز جا تا دگر به جا افتی
۳
چو گل به خنده میالا دهان خویش، مبادبه خاک راه به یک سیلی صبا افتی
۴
چنان برآ ز تعلق که نقش نپذیریاگر برهنه در آغوش بوریا افتی
صفحهٔ ۱ از ۴