شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۸۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو تا ز هستی خود بی خبر نمی افتیز خویش مرحله ای پیشتر نمی افتی
۲
ازین جهان و سرانجام آن مشو غافلاگر به فکر جهان دگر نمی افتی
۳
مساز عیب هنرنمای ذاتی خود رااگر به وادی کسب هنر نمی افتی
۴
ز چرخ همچو صدف گوهر تو بی قدرستچرا برون ز صدف چون گهر نمی افتی؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth