شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۸۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هزار عقد محبت به این و آن بندیهمین به کشتن من تیغ بر میان بندی
۲
ترا که هر مژه تیغ کجی است زهرآلودچه لازم است که شمشیر بر میان بندی؟
۳
ز تلخ گویی من عیش عالمی تلخ استبه بوسه ای چه شود گر مرا دهان بندی؟
۴
درین دو هفته که گل می توان ز روی تو چیددر وصال چه بر روی دوستان بندی؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth