خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۸۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر نسیم سحرگاه مهربان بودیز بوی گل قفسم رشک گلستان بودی
۲
عنان گسسته نمی رفت باد پای نفساگر حضور درین تیره خاکدان بودی
۳
گهر غبار یتیمی فشاندی از دامنز خاکمال حوادث اگر امان بودی
۴
شدی ز شکوه خونین من جگرها داغاگر چو زخم، دهان مرا زبان بودی
صفحهٔ ۱ از ۴