خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۸۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قدم برون مگذار از حصار خاموشیکه خواب امن بود در دیار خاموشی
۲
ز خامشی دهن غنچه مشکبو گردیدخوشا لبی که بود مهردار خاموشی
۳
اگر خمش نشوی حرف زن شمرده که هستنفس شمرده زدن در شمار خاموشی
۴
سفینه ای است که از دست داده لنگر راسبکسری که ندارد وقار خاموشی
صفحهٔ ۱ از ۶