خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۸۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز من مدار توقع سخن از انجمنیکه نیست باعث گفتار چشم خوش سخنی
۲
به گرد چهره خوبان چو زلف سیری کنمکن چو خال قناعت به گوشه دهنی
۳
به شوخی تو چراغی درین شبستان نیستکه هم در انجمنی هم برون انجمنی
۴
ز طوطیی نتوان بود کمتر ای بلبلتو هم ز بال و پر خویش سبز کن چمنی
صفحهٔ ۱ از ۲