شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۸۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نماند دشت جنون را رمیده آهوییکه پیش وحشت من ته نکرد زانویی
۲
چو قبله گمشدگان است دیده سرگردانبه محفلی که در او نیست طاق ابرویی
۳
چو داغ لاله به هر جانبی که می نگرممرا احاطه نموده است آتشین رویی
۴
چو شمع گریه مستانه را غنیمت دانکه هر نفس بود این آب تلخ در جویی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth