خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۹۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی ز جهل چاره حرص از طلب کنی؟از خارخار چند علاج جرب کنی؟
۲
هرگز نمی رسد به طباشیر استخوانپیش حسب مباد حدیث نسب کنی
۳
شب راز آه زنده دلان روز می کنندداری تو جد و جهد که روزی به شب کنی
۴
انداخت پیش ابر سپر، تیغ آفتابآن به که خصم را به مدارا ادب کنی
صفحهٔ ۱ از ۲