شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۹۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک روز گل از یاسمن صبح نچیدیپستان سحر خشک شد از بس نمکیدی
۲
تبخال زد از آه جگرسوز لب صبحوز دل تو ستمگر دم سردی نکشیدی
۳
صد بار فلک پیرهن خویش قبا کردیک بار تو بی درد گریبان ندریدی
۴
چون بلبل تصویر به یک شاخ نشستیزافسردگی از شاخ به شاخی نپریدی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth