خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۹۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اکسیر شادمانی است خاک دیار طفلیبازیچه ای است عشرت از رهگذار طفلی
۲
شیرافکنان غم را در چشم خاک ریزدبر هر طرف که تازد دامن سوار طفلی
۳
در عالم مکافات هرباده را خماری استتلخی زندگانی باشد خمار طفلی
۴
در برگریز پیری شد رخنه های آفتهر خنده ای که کردیم در نوبهار طفلی
صفحهٔ ۱ از ۲