خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۹۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در نظر هر که داد عشق تواش سروریملک سلیمان بود حلقه انگشتری
۲
چون به چمن بگذرد شعله رعنای توسرو به بر می کند جامه خاکستری
۳
در نظر اهل دید خار کند گلشنیدر جگر قانعان قطره کند کوثری
۴
خنده او چون گره واکند از کار شرمپای گذارد به کوه خنده کبک دری
صفحهٔ ۱ از ۲