شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نازکیی که دیده ام آن رخ همچو لاله راسوزم و بر نیاورم پیش وی آه و ناله را
۲
تا چو سگان فغان کنند از رخش اهل نه فلکساخت مه چهارده آن بت هجده ساله را
۳
عقل نماند در سری، صبر نماند در دلیبرگل و لاله کس چنین کژ ننهد کلاله را
۴
سوخته رخت اگر سوی چمن گذر کنددر دل خود گمان برد شعله گرم لاله را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth