شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باشد آن روزی که بینم غمگسار خویش راشادمان یابم دل امیدوار خویش را
۲
شد دو چشمم ز انتظارش چار در راه امیدچار جانب وقف کردم هر چهار خویش را
۳
شاید ار بر خاک خسپم همچو گل پر خون کنارکز چنان سروی تهی کردم کنار خویش را
۴
خاک می بیزم به دامان، چون کنم گم کرده امدر میان خاک در آبدار خویش را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth