شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اشکم برون می افگند راز از درون پرده راآری، شکایتها بود، از خانه بیرون کرده را
۲
چون من به آزاری خوشم، ترک دلازاری مکنآخر به دست آور گهی این خاطر آزرده را
۳
صد پی مرا تیر جفا، بر دل زد آن ابرو کمانروزی فریبد از کرم مجروح پیکان خورده را
۴
دوش از برای مطبخش هیزم به مژگان برده امگفت از کجا آورده ای این خاک باد آورده را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth