خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی دیدم چو مه بر بام او راصراحی پیش و بر کف جام او را
۲
دعا می کردم و می نامدش یادز مستی بهر من دشنام او را
۳
نخواهد دل به خود دشنام ازان لبز لعل او همین بس کام او را
۴
به دل او را که عشقش خانه سازدکجا ماند دگر آرام او را
صفحهٔ ۱ از ۲