شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخ چو عید تو دل برد بهر قربان راازین نشاط به یکجا دو عید شد جان را
۲
مرا تو عیدی و از انتظار تو امشببه دیده آب نبود این دو طفل گریان را
۳
قدم به تهنیت عید رنجه فرمودیاگر نه من کنم اظهار درد پنهان را
۴
دولب مبند یک امشب به روی من مستشکر فروش به شبهای عید دکان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth